دیروز کشیک بودم، یک کشیک وحشتناک

فردا هم دوباره کشیکم، بی خوابی به سرم زده،

این جا نشسته ام و دارم به زندگی فکر می کنم:

 

به زندگی عجیب ما

به چیزهایی که به دست می آوریم تا از دستشان بدهیم

به دنیای غریب ما

به این که تا مرگ سرشاریم از آرزوهای عبث و بی پایان

 

کاش همه چیز جور دیگری بود

آه کهکشان ها برای این مرد خسته کمی لالایی بخوانید

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۳۱ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ توسط جلیل شعاع نظرات () |