تراژدی

 

 

عکس های شاد،

روی پیشخوان خانه ها

گریه های بی صدا،

توی تنهایی

 

ازدحام آدم ها،

در آستانه ی در

دوره افتاده تر از همیشه،

انسان ها،

غرق تنهایی

 

 

جی-در انتهای یه مرداد دیگه...

بین لبخندها و عکس های رفقا می گردم و ... ، به یاد حرف های یه دوست قدیمی می افتم که می گفت:

"آخرش به کجا می خوایم برسیم...گاهی دوست داری زودتر تموم شه...انگار برای همه چیزت مرزهایی  تعریف شده که نمی تونی از دست شون فرار کنی ..."

و این به هیچ وجه خنده دار نیست...وقتی می بینی زندگی با اشتهای سیری ناپذیرش همه چیزی رو می بلعه...

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
دکتر نگار

زندگی مسیرشه که قشنگه.... هی بخوایم همه چیش تموم شه که نمیشه. اون وقت چیزی ازش نمیمونه. اون وقت زندگی نکردیم اون وقت مردیم.....

دل شکسته

سلام عجب حرفی زد دوست... دوست من یه جشن کوچیکی گرفتم تو وبم خوشحال میشم بیای[گل][لبخند]