دیروز کشیک بودم، یک کشیک وحشتناک

فردا هم دوباره کشیکم، بی خوابی به سرم زده،

این جا نشسته ام و دارم به زندگی فکر می کنم:

 

به زندگی عجیب ما

به چیزهایی که به دست می آوریم تا از دستشان بدهیم

به دنیای غریب ما

به این که تا مرگ سرشاریم از آرزوهای عبث و بی پایان

 

کاش همه چیز جور دیگری بود

آه کهکشان ها برای این مرد خسته کمی لالایی بخوانید

 

 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
نگین

- خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند / و دست منبسط نور روي شانه ي آنهاست . / - نه ، وصل ممكن نيست ، /هميشه فاصله اي هست . / اگر چه منحني آب بالش خوبي است / براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر ، / هميشه فاصله اي هست . / دچار بايد بود / وگرنه زمزمه ي حيرت ميان دو حرف / حرام خواهد شد . / و عشق / سفر به روشني اهتراز خلوت اشياست . / و عشق / صداي فاصله هاست . / صداي فاصله هايي كه / - غرق ابهامند. / - نه ، / صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند / و با شنيدن يك هيچ مي شوند كدر . / هميشه عاشق تنهاست . /« سهراب سپهري»

...

در کوی محبت به وفایی نرسیدیم رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم بی مهری او بود که چون غنچه ی پاییز هرگز به دم عقده گشایی نرسیدیم ای خضر جنون ! رهبر ما شو که در این راه رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم شفیعی کدکنی .

alone

really wonderful we try to catch something to loose it.