کی می شود فردا

 

 

روی شاخه های سرد،

پرندگان،

سیب های نچیدۀ قرمز.

روی میز،

لیوان نخوردۀ ودکا.

اتاق،

آهنگ که تاب می خورد توی هوا.

سرم،

خیال تو که پرواز می کند هر جا.

زمین،

عکس های پخش تو روی فرش.

دلم،

بوی دود می دهد اینجا.

 

کنار پنجره که باد می آید و

شانه ها مدام می لرزند؛

کجا برد دست های گرم تو را سرما.

 

اگر چه دلم گرفته است و

میدانم که عاقبت یک روز،

فکرِ تو

به باد می دهد  سر را

ولی،

هوای تو دارم و

در این خیالم مدام که

کی می شود فردا.

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
ميلاد رشتي

عالي بود

ميلاد رشتي

عالي

شیما

perfect...

salman

jalil jan mesle hamishe ziba va tasir gozar,eyval dari dadash

مریم

عالی وانرژی بخش :)

عسل بانو

امروز همان فردایی است که دیروز در انتظارش بودیم

firooze

قشنگ و ساده.

رایحه

نو آورانه و زیبا بود.مخصوصاَ از این عبارت خیلی لذت بردم (کنار پنجره که باد می آید و شانه ها مدام می لرزند؛) فقط حس می‌کنم این شعر یک کمی صیقل می خواد که مطمئنم چند بار که برای خودتون با صدا بخونیدش؛ تغییرات کوچکی که ممکنه بهش بدید؛ زیباییشو چندین برابر می‌کنه. مثلاَ "فکرِ تو به باد می دهد سر را" ( آدم دوست داره بشنوه "سرم را") یا این که یه جورایی حضور قافیه ها حس میشه (... اینجا ؛ سرما؛ سررا؛ فردا). در حالی که باید قافیه ها انقدر ماهرانه چیده بشن که حضور عمدیشون حس نشه ببخشید که هر بار میام نقد می‌کنم. (گر چه از نوشته هاتون خیلی لذت می‌برم) اگه باعث رنجشتون میشه بفرمائید تا دیگه نقد نکنم