پیاز

 

میان این همه قصۀ تکراری

آمدی در دلم پیاز می کاری؟

بعد یک عمر خنده های اجباری

خنجری سرد توی سینه می ذاری؟

که من بیایم و برای تو گریه کنم

اشک های پیازی ام را به تو هدیه کنم؟

تا بخندی به ریش منو و بروی

جایی دیگری برسی و دل ببری؟

بی وفا چگونه این جوری

هر کجا می رسی پیاز می کاری؟

 

 

/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سادات

گل همین پنج روز و شش باشد این گلستان همیشه خوش باشد سال نو مبارک

نگار

سلام دکتر من 2 ماه از طرحم گذشت. الان تهرانم. فکر برگشتن به روستا گریم میندازه.... چه طوری تو طرح دوام آوردین؟

هدی

بهانه..... بهانه ای است برای باهم بودن بهانه ای برای گفتن و شنیدن بهانه ای برای یافتن دوستان قدیمی و آشنایی با دوستان جدید بهانه ای برای گذر به نسل آینده آشنایی ها

زهره

سلام خوب هستید؟ عیدتون مبارک انشالله سالی خوب توام با خیر و برکت در پیش داشته باشید. [لبخند]

مرجان

سال نو مبارک انتظار دیدن نوشته های جدیدترازشما داشتم.با دیدن پزشک با احساس خیلی خوشحال میشم. موفق باشید

ناتانائیل

سلام دوست قدیمی خوبی؟ از شعرت معلومه دل و دماغ نداری! سال نوت یه دنیاااااااااااااااا مبارک امیدوارم هر روزت بهتر از روز قبل باشه برات یه آسمون آرزوی خوب می کنم دلتنگم ...[خنثی]

Mandana danesh

Salam jalil jan, kheili bamaze bud. Sale no ham mobarak.

شبیه خودم

سلام جلیل جان. خیلی بامزه بود. یه عاشقانه پر از دری وری... خوشم اومد.