تنها که می شوی

 

 

 

تنها که می شوی؛

صدای عقربه ها

سیگار

لیوان چای سرد

دیوار پیشرو.

اتاق ات را دود می گیرد و

خاکه های سیگار را اینجا نریز.

صدای ساعت

مغزت را می خورد.

دیوار،

با پاره های فکر تو

بالای،

با لای لای ساعت ات بالاااا می رود.

خورشید خسته می شود و می ایستد که تو

تاریک تر شوی و بمانی،

ببینی که خیال،

کوتاه است و

تا آسمان نمی رسد.

 

تنها،

تنهاتر از این،

باید شوی

تا از سر خیال

 دیوانه تر شوی و دوباره شروع کنی.

با حرف های زندگان،

زندگی ات را زیر و رو کنی.

 

تنها که می شوی

سقوط می کنی

غرق می شوی

در لا به لای آب های تیره ات

هی دست می کشی

خسته می شوی.

 

تنها که می شوی

تنها

انگار

دیوانه می شوی.


تن-ها

تنهایی اسیر را،

در آب

کی غرق می شوم

در لا به لایِ لای لایِ لای لایِ خواب؟

 

تنها،  میان این همه تن-هایِ،

های های

گریه می کنم و خوابم نمی برد.

 

 

 

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

متنفرم از تنهایی وقتی تنهام انگار دیوارهای خونه میخوان منو ببلعن.

عسل بانو

همه چيز با ((ها)) جمع مي شود جز ((تن)) كه ((تنها )) مي شود مانا باشي دكتر شعاع عزيز[گل]

ناتانائیل

توی گسترده رویا ای سوار اسب ابلق دنبال کدوم مسیری توی تاریکی مطلق ای به رویا سر سپرده با تو ام ای همه خوبی راهی کدوم دیاری آخه با این اسب چوبی با تو ام ای که تو فکرت با هر عشق و با هر اسمی رهسپار فتح قلب ماه پیشونی طلسمی توی دستای نجیبت عکس ماه پیشونی داری واسه پیدا کردن جاش دنیا رو نشونی داری ماه پیشونی تو قصه فکر بیداری تو خوابه خورشید هفت آسمون نیست عکس خورشید توی آبه از خواب قصه بلد شو اسب چوبی تو رها کن ماه پیشونی مال قصه ست مرد من من و صدا کن اگه از افسانه دورم اگه ماه پیشونی نیستم اگه با زمین غریبه اگه آسمونی نیستم واسه خواب خستگی هات مثل یک قصه لطیفم به صداقت تو مومن مثل قلب تو شریفم ...

یک اینترن

دکتر شعاع اصلا انتظار نداشتم که رزیدنتم اینطدری باشه یعنی یه رزیدنت جراحی هم می تونه اینطوری باشه کارتون درسته ایول حال کردم

ف

خیلی خیلی خوب بود [گل]

بابا معركة بود