باران سرد پائیزی

 

باران سرد پائیزی به آرامی می بارد.

من،

فنجان چای در دست، در آستانۀ درب حیاط ایستاده ام.

به یاد پائیزهای گذشته می افتم

و به پائیزهایی می اندیشم که در راه اند؛

سی پائیز رفته،

و آن هایی که ناگزیر از گذشتن اند.

 

و در این میان چه اهمیتی دارند عددهای بی روح و خشک؟

و چه تفاوتی است میان

                    بودن و نبودن،

                     من   و   تو  ،

                   گذشته  و آینده؟

                   ثانیه ها بر روی هم می لغزند و

                  آری، هیچ کس را یارای ستیز با این حرکت نیست.

 

شاید،

 تنها داستان بایستۀ تعریف، این است که در این لحظه و تنها این لحظه،

 من اینجا هستم؛

من با تمامی آن چه که جزئی از هویت من است.

 

من اینجا هستم و

علیرغم این پائیز سرد و زمستان پیشرو،

 زنده ام و سرشار از امید انسانی ام ادامه می دهم.

 

/ 10 نظر / 4 بازدید

اورد به اضطرارم اول به وجود- جز حیرتم از حیات چیزی نفزود- رفتیم به اکراه و ندانیم چه بود- زین امدن و بودن ورفتن مقصود

حسن

ســــــــــــــــــــــــــــلام... خوبی.[بوسه][قلب] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ای مسافرغريبه چرا قلبمو شكستی رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی ای كه بی تو تك وتنها توی اين غربت سنگی ميدونم برنمی گردی شدی همرنگ دورنگی همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود چرا فكركردی بجزمن يه كی ديگه لايقت بود رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشنا تو واسه من باقی گذاشتی التهاب لحظه ها تو حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی چه غريبم بی تو اينجا ای غريبه بی وفايی...... این شعر هم تقدیم به وبلاگ زیبایت.. بهم سر بزنی ها..[بوسه][بوسه] منتظرتم..[بدرود]

رویا

سلام قلم بسیار زیبا وشیوایی داری... حس این روزای قشنگ بارونی رو چقدر زیبا بیان کردی.. وبلاگ خیلی زیبایی داری...

لعیا

سلام وبلاگ زیبایی دارین ولی چرا آدم احساس می کنه دل شکسته این و غمگین ؟ احساسم درسته؟

لی لی

بهتر شده باشی الاهی ، چقدر دوست داشتم ، سرشار از امید انسانی... لی لی

آنتوان

سلام ممنون از حضورت جالب بود لینکتون کردم......... شما هم اگه مایل بودید لینکم کنید.......

pejman

سلام وب خوبی داری بهت تبریک میگم به من هم سر بزن منتظرم

spring

maybe just maybe

نیما

سلام دادا. متن قشنگی بود!!! خوشمان آمد!!!